در پشت پرده مبادلات استیم چه می گذرد؟

ذات مبادلات پولی و تجارت های کلان، همیشه دلالان و کلاهبرداران را به خود جذب می کند. از آنجایی که پلتفرم استیم یک بنگاه مبادلاتی کالای مجازی نیز به حساب می آید، همیشه مورد توجه کلاهبرداران قرار می گیرد.

از طرفی افرادی هم هستند که به واسطه همین تجارت های دیجیتالی یک شبه ره صد ساله رفته و پول های کلانی به جیب زده اند. اما واقعا در پشت پرده مبادلات استیم چه می گذرد؟ چه اتفاقاتی در راستای این مبادلات دیجیتالی رخ می دهند؟ برای پاسخ به این سوال ها، به روایت مقاله ای از وبسایت پولیگان به قلم میچ بومن می پردازیم.


در سال ۲۰۱۴، بخت و اقبال به سراغ روبرتو رانیری آمد و به او در بازی تیم فورترس ۲ چند کلاه دیجیتالی گران بها داده شد. از آنجایی هم که کلاه ها قیمت خیلی خوبی داشتند، رانیری قصد کرد آن ها را در ازای پول واقعی مبادله کند و سود خوبی به جیب بزند.

در واقع این دومین باری بود که او یک کالای دیجیتالی را با اسکناس عوض می کرد. قرارش را هم با خریدار گذاشت و در رویای شیرین پولدار شدن غرق شد. با خودش می گفت: « پس از کلی بازی کردن بالاخره ۵ عدد کلاه دارم که با فروششان سود شیرین و بدون زحمتی به دستم می رسد.»

اما این طور نشد و تمام رویای رانیری در کسری از ثانیه نقش بر آب شد. به جای رسیدن پول به دست رانیری، کلاهش را برداشتند و او در عرض یک چشم بر هم زدن هزاران دلارش را فدای خوش خیالیش کرد.

همان جا بود که رانیری فهمید نه دیگر کلاه ها را می بیند و نه پول شیرینش را. این داستان تلخ رانیری بود. اما در ارتباط با این موضوع رانیری تنها نیست؛ او یکی از بیشمار کاربر استیم است که روزانه از اعتمادشان سو استفاده می شود و دارایی دیجیتالی شان به غارت می رود.

این قصه چندان جدید هم نیست و تقریبا از سالی که سیستم مبادله استیم آغاز به کار کرد، وضعیت بسیاری از کاربران همین است که می بینید. از این رو پولیگان به دنبال کسانی رفته که در این مبادلات و مشکلاتش، مشارکت دارند تا داستان آن ها را روایت کند و از رمز و راز این کلاه برداری ها سر در بیاورد.

در ادامه، داستان هایی را از یک کلاهبردار، یک محقق و در نهایت یک فروشنده کالای مجازی می خوانید که البته نام برخی از آن ها تغییر پیدا کرده تا هویت شان فاش نشود.

داستان اول: هدفون ها

در دسامبر ۲۰۱۲، یک دانشجوی رشته اقتصاد به نام ساموئل لویی، متوجه یک شکاف بزرگ در حجم مبادلات به ثبت رسیده و همچنین کاهش قیمت یکی از با ارزش ترین آیتم های بازی تیم فورترس ۲ شد. ابعاد این اتفاق آنقدر گسترده بود که احتمال دخالت روس ها در مبادلات تیم فورترس ۲ داده می شد.

همین عوامل حرف و سخن های بسیاری را در پی داشت و بسیاری از کاربران در آن زمان، از حضور متقلبین در بخش مبادلاتی استیم صحبت می کردند. همزمان لویی هم با نام اختصاری «base64»، پستی در فروم وبسایت گزارش تخلفات استیم یا همان «SteamRep» منتشر کرد.

او این شکاف بزرگ مبادلاتی را در خرید و فروش هدفون ها (یکی از آیتم های با ارزش تیم فورترس ۲ که در مبادلات از آن به عنوان واحد پولی استفاده می شود) مشاهده کرده بود. طبق مشاهدات لویی، در عرض یک شب فروش این آیتم ها چهار برابر شده بود.

لویی در این باره تحقیقاتش را آغاز کرد و برای شروع خریدار هدفون ها، قیمت فروش رفته آیتم ها و زمان خرید و فروش آن ها را مورد بررسی قرار داد. اینجا بود که او فهمید نزدیک به ده ها کاربر، ایربادهای خود را در ازای ۲۸، ۲۹ و ۳۰ کریت کی (کلیدهای «Mann Co. Supply Crate» در واقع آیتم هایی هستند که والو آن ها را با قیمت ۲.۴۹ دلار آمریکا به فروش می رساند و به صورت نا محدود نیز در فروشگاه استیم موجود است) مبادله کرده بودند.

اما مسئله اینجاست که ایربادها در حالت عادی ارزشی نزدیک به ۲۵ کلید داشتند. این یعنی مبادله کننده حاضر بوده به جای پرداخت نقدی، ضرری ۱۰ دلاری را متحمل شود و هدفون ها را به قیمت ۳۰ کلید خریداری کند. در حالیکه فروشندگانی وجود دارند که می شود از آن ها هدفون ها را به قیمت ۳۵ دلار خریداری کرد.

اما واقعا لویی این موضوع را چطور و از کجا فهمید؟ او در پاسخ به این سوال به API استیم اشاره کرد. به گفته او API استیم به کاربرانش این اجازه را می دهد تا موجودی آیتم های دیگران را دانلود کنند و آن را به صورت فرمتی قابل فهم در آورند.

پس از جمع آوری اطلاعات نیز می توان ستون ها و ردیف ها را از نو تنظیم کرد تا آماری قابل استناد به دست آید. بر اساس آنالیزهای لویی روی داده های API، مشخص شد که این مبادلات مشکوک، به چند حساب کاربری نو پا مربوط می شود که صاحب همه آن ها روس ها بودند.

بر اساس شواهد موجود، صاحبین این حساب های کاربری تعداد بسیار بالایی کلید از والو خریداری کرده بودند. سپس آن ها را وارد بازار کرده و به ازای هر ۳۰ کلید، یک هدفون تیم فورترس ۲ خریده بودند.

اما کار به همین جا ختم نشده بود. آن ها هدفون های خریداری شده که در واقع برایش چیزی در حدود ۷۵ دلار پول نقد پرداخت کرده بودند، در بازار آزاد و به صورت نقدی با قیمت ۷۰۰ روبل روسیه یا به عبارتی ۲۲ دلار به فروش می رساندند. اما واقعا چرا باید آن ها چنین کاری بکنند؟

یک کلاه بردار بدون هیچ ردی ناپدید شد و رانیری بدون امید رها گشت

بسیاری از افراد حاضر در فروم های استیم، حباب شکل گرفته در مورد هدفون ها را نشان از پول شویی می دانند. دلیلشان هم برای این ادعاها، استفاده حساب های کاربری از آی پی آدرس های کشور روسیه است.

با این حال لویی مخالف تئوری پول شویی است. به عقیده او، هیچ کسی این همه آیتم را برای به دست آوردن پول واقعی خرید و فروش نمی کند تا در آخر با آن ها ، وارد راهی مانند پول شویی شود.

به گفته لویی، هیچ مارکتی در استیم پیدا نمی شود که حجم مبادلاتش برای پول شویی سازمان یافته، کافی باشد. اتفاقا به نظر لویی تعداد کسانی که با پول، آیتم می خرند خیلی محدود است.

همچنین او بر این باور است که تعداد کسانی که روزانه به فروم های خرید و فروش استیم سر می زنند، خیلی کم است. علاوه بر این، آن ها باید ساعت ها برای تبدیل کلید ها به آیتم های با ارزشی مانند هدفون ها وقت صرف کنند و دوباره برای تبدیل آن ها به پول نقد به دنبال مشتری بگردند. البته پیش از آنکه استیم مچ آن ها را بگیرد و مانع از انجام مبادلات نقدی شود.

با این حال لویی معتقد است که راز مبادلات هدفون ها، بزرگ تر از آن چیزی است که فکرش را می کنید. نه بحث سر پول است و نه پول شویی؛ بلکه او دلیل تمامی این دسیسه ها را کلاه برداری و سو استفاده از کارت های اعتباری می داند.

لویی می گوید که احتمال سرقت اطلاعات کارت های اعتباری در ارتباط با این قضیه وجود دارد. او بر این باور است که فردی با دزدی اطلاعات کارت های اعتباری، وارد مارکت استیم شده و چندین کلید از والو خریداری کرده است.

سپس آیتم های ارزشمندی خریداری کرده و با فروش آن ها یک سود شیرین به دست آورده است. اینجاست که دلیل قیمت گذاری پایین و ۲۵ دلاری هدفون ها مشخص می شود. کلاه بردار این قصه، پول هایی را به جیب زده که برایش زحمت چندانی نکشیده.

فقط آن ها را از کارت های مردم بیچاره بیرون کشیده و به داد و ستد آیتم در ازای پول واقعی پرداخته است. از آنجایی هم که این مبادلات برایش هزینه ای در پی نداشته، آیتم ها را یک سوم قیمت وارد بازار کرده تا سریع تر به فروش برسند و به نوعی زودتر نقد شوند.

با این حال احتمال آن هم وجود دارد که هیچ یک از این تئوری ها درست از آب در نیایند. یکی از مشکلات اساسی این اقتصاد دیجیتالی، تعامل میان بازار استیم، پی پل و تمامی سرویس های اینترنتی است که امکان اتصال کاربران به این شبکه ها را ایجاد می کنند.

علاوه بر این ها در ارتباط با این موضوع، رد پای نهادهای خصوصی مانند بانک ها را نیز نباید فراموش کرد. آن ها با تمامی عوامل گفته شده در ارتباط هستند و خیلی نمی توان از کارشان سر درآورد.

تمامی خریداران ایربادها حتما روس نیستند. اما مشکل آنجاست که ردپای جاسوسان روسی در همه جای این کره خاکی دیده می شود. یک حقیقت تلخ در مورد این اتفاق ها وجود دارد. ما هیچ وقت نمی فهمیم که دقیقا چه اتفاقی بر سر ایرباد ها یا همان هدفون های داستان رخ داده است.

تنها چیزی که می دانیم آن است که یک نفر خیلی راحت در اقتصاد دست می برد تا از آن سود به دست آورد. اولین باری نیست که این اتفاق رخ داده و آخرین بار هم نخواهد بود.

داستان دوم: سارق

از فردی به صورت آنلاین پیام دریافت می کنید. او به دنبال یکی از آیتم های موجود در حساب کاربری شماست. از طرفی برای به دست آوردن آن هم زحمت چندانی نکشیده اید. اینجاست که احساس می کنید شانس در خانه تان را زده و می توانید با انجام یک معامله ساده، سود شیرینی بدست آورید.

توافق می کنید و در مقابل آیتم فروخته شده، پول نقد می گیرد. اما کمی بعد می فهمید که بیشتر از سود به دست آمده ضرر کرده اید. بله از شما دزدی شده.

در رابطه با همین موضوع به سراغ یک دزد قدیمی رفته ایم که در ادامه از آن با نام «جیمز» یاد می کنیم. جیمز در رابطه با کارهای گذشته اش و اینکه چطور آیتم ها را از حساب کاربران دیگر دزدی می کرده برای ما گفت.

جیمز می گفت که در زمان فعالیتش به طور کلی از دو ابزار استفاده می کرده است. او از اولی – که نامش را نمی توان به دلایل امنیتی در مطلب آورد – برای پیدا کردن لینک اینونتوری افراد استفاده می کرده است.

همچنین به وسیله این ابزار، از ساعت فعالیت کاربر و با ارزش ترین آیتم هایش نیز با خبر می شد. به گفته جیمز او ابتدا با روش هایی ID استیم کاربران مختلف را به دست می آورده و سپس با انتقال این اطلاعات به ابزار اول، لیستی از تمامی آیتم های کاربر مورد نظر تهیه می کرده است.

از این رو جیمز می توانسته خیلی راحت به ارزش آیتم های کاربران دیگر واقف شود. اما او به سراغ افرادی می رفت که برای به دست آوردن این آیتم های با ارزش زحمت چندانی نکشیده بودند.

تجربه به جیمز آموخته بود که می شود خیلی راحت تر دل این افراد را به دست آورد و سرشان کلاه گذاشت. علاوه بر این، جیمز از یک ابزار دیگر به نام «اینونتوری اسکنر» نیز استفاده می کرده است.

این ابزار، قدرت جستجوی یک آیتم از اینونتوری افراد مختلف و گروه های گوناگون را در اختیار جیمز می گذاشت.به عنوان مثال جیمز با استفاده از این ابزار، گروهی از طرفداران بازی سم و مکس را مورد بررسی قرار می داد.

چرا که آیتم «Max’s Severed Head» یکی از گران ترین ها در نوع خود است و تقریبا ۱۰۰ دلاری می ارزد. دلیل ارزش بسیار بالای آن هم به کمیاب بودنش باز می گردد و تنها کاربرانی این آیتم را در اختیار دارند که بازی سم و مکس را از طریق استیم پیش خرید کرده اند.

از طرفی در آن زمان به تمامی کاربران مک تیم فورترس ۲ که هنگام انتشار، این بازی را تجربه می کردند، هدفون های دیجیتالی داده می شد. به همین ترتیب اسکن اینونتوری این دسته از کاربران، همیشه برای افرادی مانند جیمز پر از منفعت بود.

به واسطه همین روش ها، جیمز سوژه اش را پیدا می کرد. سپس به سراغشان می رفت و با ارسال درخواست دوستی یا معامله، به جان اینونتوری حساب های کاربری می افتاد و تا جایی که می توانست آیتم های با ارزش را به یغما می برد.

شاید ارزش برخی حساب های کاربری، به بیش از صدها دلار می رسید که در نوع خود رقم بسیار قابل توجهی است. اما جیمز حالا می گوید که از کارهایش احساس پشیمانی می کند و دیگر از آن روزهایش فاصله گرفته است.

علاوه بر این می گوید که این کارها در نهایت درد سرهای زیادی برایش به همراه آورده بود. به گفته خودش، چند باری نزدیک بود که منبع اصلی خریداران آیتم هایش در TF2 Outpost را از دست بدهد.

بر خلاف بسیاری از سایت های مخصوص مبادلات کالای دیجیتال، TF2 Outpost روی دزدی های این چنینی بسیار حساس است و سیاست هایش، عواقب شدیدی برای کاربرانی مانند جیمز به همراه دارد.

اما آیا واقعا می شود پیش از آنکه از حساب هایمان دزدی شود، مچ کلاه برداران را گرفت؟ به عقیده بسیاری از مبادله گران حرفه ای، این کار شدنی است. اما برخی هم بر این باورند که خیلی راحت نمی شود دست کلاه برداران را رو کرد و همه چیز پس از آن که اینونتوری ها خالی شد قابل فهم می شود. با این حال جیمز عقیده متفاوت تری نسبت به دیگران دارد.

به نقل از جیمز، سیستم این دسته از کلاه برداری ها تا اندازه ای قابل فهم است. او می گوید: «این قضیه دقیقا مثل آن است که فروشنده ای بخواهد یک پی سی قدرتمند را به پدر بزرگ من قالب کند. مسلما پدر بزرگ سال خرده من هیچ سر رشته ای از کامپیوتر ندارد. با این حال او آن کامپیوتر را می خرد؛ چون او به یک کامپیوتر نیاز دارد و فروشنده نیز از سواد کم پیرمرد سو استفاده می کند و ورق ها را به نفع خودش بر می گرداند. این قضیه در مورد خرید و فروش آیتم ها نیز صادق است. راز آن نیز در خوشحال نگه داشتن طرف مقابل پنهان شده است.»

بحث در مورد این قضیه در فروم های استیم  همچنان داغ است. لویی نیز در این باره می گوید: «ارزش آیتم ها برای اشخاص مختلف فرق می کند. اما این اصلا منطقی نیست که یک آیتم با قیمتی ارزان تر از نرخ بازار خریداری شود.»

داستان سوم: فروشنده

نزدیک به زمان برگزاری مسابقات اینترنشنال دوتا ۲، لوکاس لی برنامه عجیبی برای کسب درآمد از طریق فروش آیتم های استیم در پیش گرفت.

داستان این پول درآوردن عجیب و غریب هم از لغو سفر خارج از کشور لوکاس آغاز شد. با کنسل شدن این مسافرت، حالا مقداری پول برای او پس انداز شده بود که می توانست با آن هر کاری بکند.

اما او حاضر نبود که در خانه بماند و آخر هفته کسالت آوری را سپری کند. از آنجایی هم که لوکاس طرفدار پر و پا قرص دوتا ۲ بود، تصمیم گرفت که مقصد سفر کنسل شده اش را به سیاتل تغییر دهد و آخر هفته را به تماشای مسابقات جهانی دوتا ۲ بشیند و البته کمی هم پول به دست بیاورد.

پس در اینترنت برای خرید بلیت مسابقات به جستجو پرداخت که نهایتا یکی به ارزش ۵۰۰ دلار آمریکا پیدا کرد. بدون اینکه به والدینش اطلاعی بدهد، کارهای سفرش را انجام داد و با خرید یک بلیط ازران قیمت هواپیما، راهی سیاتل و محل برگزاری مسابقات شد.

خودش درباره این سفر می گوید: « قبلا چند باری به ایالت های آمریکا سفر کرده بودم؛ البته با خانواده یا از طرف مدرسه. اما این اولین باری بود که تنها پایم را از کشور بیرون می گذاشتم.»

درست یک هفته پیش از آنکه اینترنشنال آغاز شود، لوکاس ۳۱ ساعت پرواز را بر فراز اقیانوس آرام تجربه کرد و دقیقا یک روز پیش از افتتاحیه مسابقات به سیاتل رسید. یک ساعت پیش از شروع مسابقات نیز خود را به محل برگزاری رساند و آماده کاری شد که برایش برنامه ریخته بود.

پس از باز شدن درهای محل برگزاری مسابقه، او مستقیم به سمت غرفه شرکت والو رفت. خودش می گوید: «تا جایی که می توانستم با نهایت سرعت خود را به غرفه رساندم. آنقدر سریع که در صف شکل گرفته در پشت غرفه، سومین نفر بودم. به طور ذهنی حساب کردم که چقدر پول برای خرید در اختیار دارم. پولم را به دلار آمریکا تبدیل کردم و فهمیدم که می توانم کمی بیشتر از ۱۰ هزار دلار خرج کنم.»

لوکاس حالا وارد غرفه شده بود و تا جایی که می توانست با استفاده از پس اندازش اجناس مرتبط با دوتا ۲ را خریداری کرد؛ از هدست گیمینگ گرفته تا تی شرت. البته نکته آنجاست که تمامی این اجناس به همراه یک کد دیجیتالی به فروش می رسیدند که هر یک از آن ها دسترسی به آیتم خاصی در دوتا را امکان پذیر می کرد.

لی هم فرصت را غنیمت شمرد و تا جایی که می توانست خرید کرد. تا جایی که دیگر خریدهایش در دستانش جا نمی شدند. خودش می گوید: «زمانی که آن ها مراحل بسته بندی سفارش های من را شروع کردند تازه فهمیدم چقدر خرید کرده ام. وقتی که کارشان تموم شد از من پرسیدند که آیا کسی را دارم که بسته بندی ها را برایم جا به جا کند. اما در آن لحظه کسی برای کمک به من حاضر نبود و من ماندم و حجم عظیمی از بار »

با این حال، فروشندگان به لی استفاده از سبدهای خرید موجود در غرفه را پیشنهاد کردند. از آنجایی هم که لی تک و تنها بود، هیچ چاره ای به جز قبول این پیشنهاد نداشت. اما مسائل لی به همینجا ختم نشد.

پس از آن نیز مسولین غرفه از لی پرسیدند که آیا برای انتقال بسته ها تاکسی رزرو کرده است یا نه؟ او هم که برای هیچ چیز آماده نبود یک جواب سر بالا به آن ها داد. با این حال بالاخره کارها روی روال افتادند و با رسیدن تاکسی، لوکاس رهسپار خوابگاهی شد که در آن اقامت داشت.

بسته ها را باز کرد و کد آیتم ها را آماده فروش کرد تا حداقل پول سفر و خریدهایش را دوباره به دست آورد. او مجموعه تمامی آیتم هایش را تقریبا همه جا پست کرد؛ از وبسایت های شخص ثالث مانند «Dota 2 Lounge» گرفته تا ردیت.

کارش را هم با آیتم ها مخصوص و ویژه اینترنشنال ۳ شروع کرد و خیلی زود توانست برای تمامی آن ها مشتری پیدا کند. تقریبا ۲۰ ساعتی مشغول فروش آیتم ها بود تا نهایتا در ساعت ۴ صبح روز بعد از حال رفت. زمانی هم که به هوش آمد، بی وقفه دوباره مشغول همین کار شد.

اما تمام این کارها واقعا ارزشش را داشتند. حاصل تمامی این زحمات بالاخره به ثمر نشست و طی این سفر دور و دراز، سودی ۴۰ هزار دلاری عاید لوکاس لی شد. زمانی هم که از برنامه اش برای اینترنشال سال بعدی سوال کردیم، پاسخی مثبت داد و گفت: « چرا که نه. اما این بار با پول بیشتری سفر خواهم کرد.»

موقعیت والو

در دسامبر سال ۲۰۱۲، جامعه بازاری استیم کار خود را آغاز کرد. به واسطه این مارکت، حالا کاربران می توانستند آیتم های خود را در بستری امن و زیر نظر شرکت والو خرید و فروش کنند و کسب درآمد کنند.

از خیلی جهات نیز مارکت استیم نسبت به راه و روش های قدیمی یا به عبارتی همان مبادله آیتم در ازای پول، از امنیت بیشتری برخوردار بود. اما مشکل آن است که والو تمامی درآمد حاصل از فروش آیتم ها را به استیم وَلِت کاربران واریز می کند تا هیچگاه این پول ها از سیستم بسته استیم خارج نشوند.

از طرفی پول شارژٰ شده در استیم ولت هم تنها برای خرید بازی یا آیتم از خود استیم قابل استفاده است تا تمامی درآمد های کاربران از فروش آیتم ها دوباره در این شبکه سرمایه گذاری شوند.

به خاطر همین محدودیت ها، خیلی از کاربران از پول دیجیتالی استیم راضی نیستند و در اکثر مبادلاتشان به دنبال وجه نقد می روند. همین موضوع، وجود بسیاری از سایت های شخص ثالث مبادلاتی را توضیح می دهد.

مردم می خواهند با فروش آیتم هایشان وجه نقد دریافت کنند و شیرینی اش را در دنیای واقعی بچشند. به دلیل همین موضوع هم، سر خیلی ها در این راه کلاه می رود و هم آیتم هایشان را از دست می دهند و هم وجه نقدی که انتظارش را می کشیدند.

اما با وجود تمامی این مشکلات و محدودیت ها، هنوز خرید و فروش آیتم های دیجیتالی، بازار پر رونقی دارد. خصوصا خرید و فروش آیتم های آثاری همچون دوتا ۲، کانتر استرایک و تیم فورترس ۲، همیشه داغ است و رقم های کلانی حوالی آن ها جا به جا می شود.

با این حال مشکل آنجاست که همه کاربران آیتم هایشان را در مارکت استیم مبادله نمی کنند. بلکه آن ها برای به دست آوردن پول نقد، آیتم هایشان را به دست بنگاه های نا معتبر می سپارند.

همین موضوع باعث کلاه برداری های بیشتری شده و نتیجه هم لیستی بلند بالا از تعداد کاربرانی است که آیتم هایشان را بدون دریافت هیچ منفعتی از دست داده اند؛ لیست بلند بالایی که حالا دارازای آن با هیچ متری قابل اندازه گیری نیست.

اما از طرفی هم هنوز رفتار و نحوه برخورد والو با این مشکلات مبهم است و معلوم نیست که این شرکت خوشنام صنعت بازی سازی چه برنامه ای برای این کلاه برداران و دیگر اتفاقات مرتبط در سر دارد.

حتی نماینده شان هم حاضر نشد که در ارتباط با این موضوع با ما صحبت کند. از طرفی بسیاری از توسعه دهندگان و مبادله گرانی هم که ما به سراغشان رفتیم بر این اعتقادند که والو باید تصمیمی اساسی در ارتباط با این موضوع بگیرد.

مدتی پس از اینکه رانیری تمامی دارایی مجازی اش را بر باد داد، به سراغ والو رفت و از آن ها برای باز پس گرفتن آیتم هایش کمک خواست. اما بر خلاف انتظار گویا والو رفتار چندان خوبی با او نداشته است.

خودش می گوید: «آن ها به من گفتند به ما ربطی ندارد. قبلا هم چندین بار چنین مبادلاتی را انجام داده بودی و حالا هیچ کاری از دست ما بر نمی آید. حتی اگر با کاربری که سرت کلاه گذاشته هم برخورد کنیم، وظیفه ما نیست که این موضوع را با تو در میان بگذاریم.»

زمانی که رانیری با ما صحبت می کرد، به شدت نا امیدی در صدایش حس می شد. او ادامه داد: «من برای آن ها حداقل ۲۰ اسکیرین شات از تمامی این اتفاقات فرستادم. حتی اگر مادر بزرگم هم این عکس ها را می دید، می فهمید که چه اتفاقی رخ داده. اما آن ها در نهایت می گفتند که تو مبادله را قبول کرده ای و حالا از دست ما کاری بر نمی آید. همه این ها من را خیلی نا امید کردند.»

در گذشته والو در مقابل چنین موضوعاتی عملکرد بهتری از خود نشان می داد. در سال ۲۰۰۹، مشکلی در تیم فورترس ۲ پیش آمد که باعث می شد حتی با وقت گذراندن در سرورها، آیتم های با ارزش به دست آورد.

با این حال، والو خیلی سریع با این مشکل مقابله کرد و به سرعت آن را از بین برد. همچنین برای کاربرانی هم که از این باگ سو استفاده نکرده بودند، پاداش هایی در نظر گرفت. حتی هنوز هم این کاربران جوایز خود را در پروفایلشان نگه داشته اند و از آن به عنوان یک نشان افتخار و لیاقت یاد می کنند.

اما حالا والو خیلی از برنامه های آینده اش نمی گوید. خصوصا در مورد چنین موضوعاتی کمتر پیش می آید که اظهار نظر خاصی بکند. در حال حاضر، به جز بازی های خود استیم، کم تر اثری پیدا می شود که دارای آیتم های منحصر به فرد و قابل استفاده باشد.

با اینکه آثاری مانند Path of Exile و وارفریم دارای آیتم های قابل استفاده در بازی هستند، اما به جز اینها کمتر اثری پیدا می شود که کالای دیجیتالی و مخصوص به خود را داشته باشد.

اما بر اساس مصاحبه های اخیر ما، این شرایط در حال تغییر است. حالا والو در حال آزمایش یک API تازه است که به واسطه آن، توسعه دهندگان دیگر هم می توانند آیتم های قابل استفاده به بازی هایشان اضافه کنند. با این حال باید دید که با گسترده تر شدن این موضوع، نظارت والو تا چه اندازه افزایش می یابد.

داستان چهارم: دلال

حالا داستان رانیری را می دانیم. بی تجربه بودنش کار دستش داد و همین عدم شناخت درست از مبادلات پولی، آیتم هایش را بدون دریافت هیچ منفعتی از او گرفت.

اما باید به این موضوع اشاره کرد که رانیری به هیچ عنوان ناآگاه نبوده است. بلکه او خیلی خوب از شیوه اقتصادی شبکه استیم سر در می آورد و بدون آنکه پول واقعی در میان باشد، چند باری آیتم مبادله کرده بود.

همین موضوع هم هست که داستان او را درد آور تر می کند. او چندین و چند بار آیتم های تیم فورترسش را به همان روش سنتی استیم خرید و فروش کرده بود.

با این حال، سال ۲۰۱۴، فرصت خوبی برایش پیش آمده بود که از دارایی دیجیتالی اش پول واقعی به جیب بزند. اما این کار را بدون شناخت کافی انجام داد و نتیجه اش را هم دید.

مبادلات پولی این روزها خیلی پر طرفدار شده اند. حالا کاربران به دنبال آن هستند که از آیتم هایشان پول واقعی به دست آورند. در این میان، پی پل و بیتکوین نیز جایگزین مجرای مبادلاتی استیم شده اند و پول های نقد از طریق آن ها جا به جا می شوند.

از طرف دیگر، حالا اینترنت پر شده از بنگاه هایی مانند TF2 Outpost و backpack.tf که نحوه انجام این مبادلات پولی را به صورت کاملا غیر رسمی تسهیل می کنند. البته همین مسائل هم هستند که رانیری را به دردسر انداخته اند.

خود رانیری می گوید: «اساس کاری که ما برای شکل گرفتن این مبادلات انجام می دهیم، ارتباط با دلالان است.» در اصلی تمامی این مبادلات توسط دلال ها انجام می شود. دلال ها موتمن وبسایت های شخص ثالثی مانند TF2 Outpost هستند و در واقع آن ها دو سر یک مبادله را به هم جوش می دهند.

آن ها از یک طرف با فروشنده آیتم ها و از طرفی دیگر با خریداران در ارتباط هستند. از یکی آیتم ها را می گیرند و از طرف دیگر وجه نقد. در نهایت هم مبادلات را انجام می دهند و پول و آیتم ها را به دست صاحبانشان می رسانند.

همه اعتبار این مبادلات دیجیتالی،‌ به قابل اعتماد بودن همین شخص های ثالث باز می گردد. اگر درستکار و قابل اطمینان باشند، مبادلات به درستی و بدون هیچ مشکلی روند طبیعی خود را سپری می کنند.

اما اگر یک جای کارشان بلنگد، آن وقت هم فروشنده ضرر می کند و هم خریدار. در رابطه با موضوع رانیری نیز همین اتفاق افتاده. خودش می گوید: «مشکل اصلی کار من، همان دلال قابل اطمینانی بود که در واقع با من مبادله نمی کرد.»

در اصل رانیری توسط فردی حقه خورده که در میان لیست دوستان استیمش جای داشته است. اما با این تفاوت که این دلال حقه باز، نام، عکس پروفایل و دیگر مشخصاتش را تغییر داده بوده تا بتواند خودش را جای دلال واقعی جا بزند.

رانیری می گوید: «او اطلاعات اکانتش را تغییر داده بود و نام و عکس پروفایل دلال من را روی حساب کاربری اش گذاشته بود. من هم از هیچ چیز خبر نداشتم و با اعتماد به او، آیتم هایم را به دستش سپردم.»

مشکل آنجاست که این کلاه بردار، جزو دوستان استیمی رانیری بوده است. به همین منظور، رانیری از همه جا بی خبر هم پروفایل او را چک نمی کند و کلاه ها را به دستش می سپارد. اما رانیری با این کار فقط کلاه هایش را نباخت؛ بلکه تمام دارایی دیجیتالی اش را در عرض یک چشم بر هم زدن از دست داد.

رانیری می گوید: «من حتی در آن زمان هم نفهمیدم چه اتفاقی افتاده. فکر می کردم که کلاه هایم را دقیقا به همان دلال قابل اطمینان سپرده ام و در صورت بروز هر اتفاقی می توانم آن ها را دوباره پس بگیرم.»

او ادامه داد: «صادقانه بگویم، حماقت کردم. کاملا مانند یک احمق بودم. درستش این بود که پروفایل آن شخص را پیش از هر کاری بررسی می کردم. اما مسئله اینجاست که او در میان لیست دوستانم بود. چطور می توانستم بفهمم که دو نفر با یک نام مشترک در میان دوستان استیم من قرار دارند؟»

اما آن دلال تقلبی، بدون هیچ ردی ناگهان نا پدید شد و هیچ راهی برای بازگشت آیتم های رانیری باقی نگذاشت. از طرفی چون رانیری خودش مبادله را قبول کرده بود، والو نیز کمکش را از او دریغ کرد.

زمانی هم که رانیری نام کاربری این فرد را به TF2 Outpost گزارش داد، مشخص شد که حساب کاربری آن متقلب نیز توسط کاربران قانونی به سرقت رفته است. از این رو صاحبان آن حساب های کاربری نیز بدون هیچ جریمه ای از دست قانون فرار کردند تا هویت کلاه بردار اصلی همچنان در پرده ای از ابهام باقی بماند.

رانیری درباره اینکه چطور سر و کله این فرد در میان دوستانش پیدا شد می گوید: «شاید مدت ها پیش با او مبادله ای انجام دادم که آن را به خاطر نمی آورم. ممکن است در آن زمان از من خواسته که او را در لیست دوستانم نگه دارم. پس او می توانسته برای همه این کار ها برنامه ریزی داشته باشد.»

اگر متقلب داستان، پیش از انجام مبادله برای رانیری با همین نام دعوت دوستی می فرستاد، مچش گرفته می شد. چرا که واسطه ها یا همان دلالان قابل اطمینان همیشه از قبل در میان لیست دوستان حضور دارند و کاربر آن ها را می شناسد.

اما مسئله اینجاست که او پیش از تمامی این اتفاقات در لیست دوستان رانیری بوده است. به همین منظور هم رانیری بدون هیچ بررسی خاصی، با آغوشی باز به استقبالش رفته و تمامی آیتم هایش را برای او گذاشته است.

خودش درباره این موضوع می گوید: «حتی فکرش را هم نمی کردم که چنین اتفاقی رخ دهد. نکته جالبش اینجاست که هر موقع یکی از دوستانم چنین بلایی سرش می آمد، با تکبر به او می گفتم: « تو یک احمقی. بهتر بود اول حساب کاربری طرف را چک می کردی.» اما یادم رفته بود که این افراد خیلی باهوش تر از آن چیزی هستند که فکرش را می کنیم و این اتفاق ممکن است برای هر کسی پیش بیاید.»

The post در پشت پرده مبادلات استیم چه می گذرد؟ appeared first on دیجیاتو.

به اشتراک بگذارید

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*